با ورود جنگ به مرحلهای تازه و انتقال کانون حملات آمریکا از اهداف نظامی به زیرساختهای حیاتی ایران، پرسشهای تازهای درباره اهداف واشنگتن از این تغییر رویکرد،میزان تابآوری اقتصادی و اجتماعی ایران، چشمانداز ادامه درگیری و احتمال بازگشت دو طرف به میز مذاکره مطرح شده است. بر همین اساس، روزنامه اطلاعات در گفتگو با سردار اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و دکتر فرشاد رومی، استاد روابط بینالملل دانشگاه شهید چمران اهواز، ابعاد این تغییر راهبردی و پیامدهای آن را از دو منظر متفاوت بررسی کرده است.
ایران از سال ۶۶مدیریت تنگه هرمز را دنبال می کند
کوثری با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی ایران از سال ۶۶، با هدایت و نظارت رهبر شهید، همه پیشبینیها برای مدیریت، اداره و امنیت تنگه هرمز را با حضور نیروهای مسلح برنامهریزی کرده بود گفت: اکنون اجرای آن به دست توانمند رزمندگان اسلام، آمریکا را به زبونی کشانده است.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا آمریکا در مرحله تازه جنگ، اهداف خود در حمله به ایران را تغییر داده و به جای مراکز امنیتی و نظامی، فشار به زیرساختها را در اولویت قرار داده است؟ گفت: اینها خیال میکردند در عرض چند روز میتوانند جمهوری اسلامی را ساقط کنند و به اهداف خود برسند، اما به لطف خدا و با ایستادگی مردم، نه فقط به اهداف خود نرسیدند، بلکه شکست سنگینی خوردند و به جایی رسیدند که با پیغام و پسغام و قرار دادن واسطه، خواستار برقراری آتشبس شدند. درآتشبس نیز توافقی صورت گرفت که خودِ ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، پای آن را امضا کرد و همه دنیا هم شاهد این ماجرا بودند.
دشمن به دلیل ناتوانی به سیم آخر زده است
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تصریح کرد: برگزاری مراسم تشییع باشکوه پیکر رهبر شهید انقلاب با حضور گسترده و میلیونی مردم در چندین شهر و حتی عراق، برای دولت آمریکا بسیار سنگین بود؛ چرا که آنها مدعی بودند به این دلیل حمله کردهاند که مردم ایران از حکومتشان ناراضی بودند، در صورتی که مردم ایران به صورت یکپارچه، در شرایط گرمای شدید هوا و با وجود سختیهای آن، به صحنه آمدند و عاشقانه امامشان را بدرقه کردند و بیش از ۱۳۰شب است که میدانها را ترک نکردهاند. پس اینها دقیقاً نشاندهنده تحلیل و برداشت غلط از جامعه، نظام و مردم ایران بود که به خورد جهانیان داده بودند تا کار خود را توجیه کنند. اینجا بود که دیدند اوضاع خیلی بدتر شده است و حالا به سیم آخر زدهاند تا اعمال زشت خود را دوباره تکرار کنند.
کوثری با اشاره به اینکه اقدامات اخیر، بیش از گذشته دشمن را در باتلاق خودساخته فرو برد، گفت: اگر میتوانستند بر ایران غلبه کنند و کاری از پیش ببرند، در همان جنگ ۴۰روزه که همه توان خود را به کار گرفته بودند، انجام میدادند؛ اما جز جنایت، هیچ غلطی نتوانستند بکنند. اکنون هم میدانند که در موضوعاتی مانند ساقط کردن نظام، تعیین رهبری، تجزیه کشور و موضوع هستهای شکست خورده و ضعیف شدهاند؛ از اینرو، آمدهاند تا دستکم بتوانند ادعا کنند که کنترل تنگه هرمز را به دست گرفته و پیروز شدهاند؛ اما این هم زهی خیال باطل است و ملت، مسئولان و رزمندگان اسلام، با وحدت و یکپارچگی که دارند، نخواهند گذاشت حتی به همین حداقل هم دست یابند.
دشمن به حداقل اهدافش هم نخواهد رسید
وی با اشاره به اینکه تنگه هرمز قبل از جنگهای اخیر باز بود و ایران امنیت را برقرار کرده و همه رفت و آمد میکردند و اکنون به همین حداقل هم نخواهند رسید، گفت: بدتر اینکه آبرو و حیثیت انها از بین رفته و درحال دست و پا زدن هستند و برای همین اقدام به زدن جاده و پل و تونل میکنند تا راه را ببندند.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس افزود: علت این اقدامات، این است که در استانهای ساحلی، پشتیبانی به نیروهای مستقر در تنگه هرمز و جزایر نرسد؛ در حالی که اشتباه میکنند و ایران برای همهجا برنامهریزی کرده است. ما میدانستیم که این جنایتکاران روزی میخواهند نیت پلید خود را آشکار کنند و این برنامهریزی از سال ۶۶، با هدایت و نظارت رهبر شهید، انجام شده بود. همه پیشبینیهای لازم صورت گرفته و مدیریت، اداره و امنیت تنگه هرمز با حضور نیروی دریایی و هوافضای سپاه برقرار است و دشمنان حتی با حمله و زدن پلها و آبشیرینکنها هم هیچ غلطی نمیتوانند انجام دهند.
صدمات وارده درکوتاهترین زمان جبران میشود
کوثری تأکید کرد: به خاطر جنایات و حملات آمریکا، البته صدمات و زحماتی به مردم وارد شده است، اما در این باره هم تجربه و تبحر داریم و صدمات وارده بلافاصله و در کوتاهترین زمان جبران میشود. نمونه آن، راهآهن آققلا در استان گلستان بود که بلافاصله ترمیم شد. رهبر عزیزمان و مسئولان، با صلابت و تدابیر دقیق، کار را دنبال میکنند و رزمندگان و مردم هم دست به دست هم دادهاند تا آمریکا و رژیم صهیونیستی، به طور کامل از منطقه غرب آسیا خارج شوند.
وی درباره زمان خروج دشمنان از منطقه گفت: آنقدر که کشورهای حوزه خلیج فارس از این موضوع ضرر کردهاند، آمریکا ضرر نکرده است. باید فشار بیشتری وارد کنیم تا مردم آن کشورها به حاکمان خود فشار بیاورند و همچنین خودمان هم با برنامهریزی، کاری کنیم که آمریکاییها از منطقه خارج شوند.
دشمن طاقت طولانی شدن جنگ را ندارد
نماینده تهران درباره تابآوری اقتصادی مردم در تحولات اخیر هم گفت: در این باره مسئولان واقعاً پای کار هستند و مجلس نیز جلسات متعددی برگزار کرده است. وقتی بحث جنگ است، قیمتها هم دچار نوسان میشود و برخی از اقشار آسیب میبینند، اما به لطف خدا مردم ما تابآوری بالایی دارند؛ چراکه در این ۴۸سال توانستهاند با شرایط مختلف بسازند و میدانند که تمام تقصیر متوجه دولت نیست، بلکه دشمنان به دنبال تضعیف ایران هستند. با این حال، مردم آگاهانه از بُعد اعتقادی و ملی پای کار هستند. حتماً بهزودی این تجاوزات تمام خواهد شد؛ چراکه دشمنان هیچگاه طاقت ضربه خوردن را ندارند و حتی کشورهای جنوب خلیج فارس هم با طولانیتر شدن جنگ دچار آسیب خواهند شد و حتماً به دشمن فشار خواهند آورد؛ چراکه به اصطلاح در زرورق بزرگ شدهاند و طاقت این سختیها را ندارند
کوثری درپاسخ به این که آیا تصمیمات اجلاس اخیر ناتو در ترکیه در بروز شرایط جدید اثر داشته است؟ اظهار داشت: ناتو در جریان جنگهای اخیر به دشمنان ما کمک کرده است و فرمانده ناتو، سازمان ملل و آژانس انرژی هستهای، تابع آمریکا هستند و بازیهای سیاسی انجام میدهند ؛ اما ایران از ترکیه و همسایههایش انتظار دارد، چراکه اگر دست از پا خطا کنند، به ضرر خودشان تمام میشود. کشورهای جنوب خلیج فارس نیز ناتوان هستند و جرأت نمیکنند به آمریکا چیزی بگویند؛ چراکه سرزمین خود را در اختیار این کشور گذاشتهاند تا امنیتشان را تأمین کند، اما این کار جز ضرر چیزی برایشان نداشته است.
منطق راهبردی جنگ تغییر کرده است
دکتر فرشاد رومی، استاد روابط بینالملل دانشگاه شهید چمران اهواز هم درباره هدف آمریکا از تغییر رویکرد در رویارویی با ایران و حمله به زیرساختهای حیاتی کشورمان، گفت: تغییر تمرکز از اهداف صرفاً نظامی به زیرساختهای حیاتی، بیانگر ورود جنگ به مرحلهای جدید و تغییر در منطق راهبردی آن است. به نظر میرسد دولت ترامپ به این جمعبندی رسیده است که صرف حمله به مراکز نظامی و امنیتی، برای وادار کردن ایران به تغییر رفتاری که انتظاردارد کافی نیست، لذا تلاش میکند با انتقال فشار به حوزه اقتصاد و زیرساختهای حیاتی، هزینههای ادامه رویارویی، بهویژه تداوم سیاست ایران در قبال تنگه هرمز را به شکل چشمگیری افزایش دهد.
وی تصریح کرد: دراین چارچوب، از نگاه تصمیمگیران آمریکایی، هدف قراردادن شبکه برق، بنادر، پلها، خطوط راهآهن، مراکز لجستیکی و شریانهای ارتباطی، علاوه برآنکه توان دولت ایران را در اداره کشور و پشتیبانی ازعملیات نظامی کاهش میدهد، ظرفیت اقتصادی واجرایی کشور را هم فرسوده میسازد. محاسبه واشنگتن این است که افزایش تدریجی هزینههای اقتصادی و اجتماعی، در نهایت میتواند بر محاسبات راهبردی تهران اثر بگذارد و آن را به پذیرش شرایط مورد نظر آمریکا از جمله تغییر رفتار در قبال تنگه هرمز، سوق دهد.
این استاد دانشگاه افزود: در عین حال، این تغییر رویکرد حامل یک پیام بازدارنده نیز هست؛ پیامی که میگوید اگر ایران بر سیاست کنونی خود اصرار ورزد، دامنه و هزینههای جنگ از عرصه نظامی فراتر رفته و بنیانهای اقتصادی و زیرساختی کشور را هم بیش از پیش تحت تأثیر قرار خواهد داد. بنابراین، هدف این راهبرد صرفاً کسب برتری در میدان نبرد نیست، بلکه تغییر محاسبات سیاسی و راهبردی ایران از طریق افزایش هزینههای ادامه جنگ است.
چشمانداز درگیری میان ایران و آمریکا
رومی درباره چشمانداز درگیری میان ایران و آمریکا و توانایی ایران برای ادامه این شرایط گفت: با گسترش حملات به زیرساختهای حیاتی، چشمانداز درگیری چندان امیدوارکننده به نظر نمیرسد. اگر دو طرف نتوانند درباره ترتیبات عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز به تفاهم برسند، احتمال آن وجود دارد که بحران به سمت یک جنگ فرسایشی سوق پیدا کند؛ جنگی که پیامد اصلی آن تشدید فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر ایران خواهد بود.
وی تأکید کرد: به نظر میرسد راهبرد آمریکا در این مرحله، افزایش مستمر هزینههای ادامه جنگ برای ایران از طریق بهرهگیری از برتری هوایی، دریایی، سایبری و اقتصادی باشد. در چنین شرایطی، تداوم اختلال در تجارت دریایی، کاهش صادرات، آسیب به زیرساختهای حملونقل و انرژی، افزایش هزینههای بازسازی و کاهش سرمایهگذاری، فشار مضاعفی بر اقتصادی وارد خواهد کرد که پیش از آغاز جنگ هم با مشکلاتی همچون تحریمهای طولانی، تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی و محدودیت منابع ارزی مواجه بوده است.
عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز در این باره توضیح داد: در چنین وضعیتی، هرچه دامنه آسیب به زیرساختهای حیاتی و بنیانهای اقتصادی کشور گستردهتر شود، مدیریت پیامدهای اقتصادی و اجتماعی هم دشوارتر خواهد شد. کاهش تولید و اشتغال، تشدید تورم، کمبود برخی کالاها، افزایش هزینههای معیشتی، فشار بر نظام درمانی و خدمات عمومی، گسترش مهاجرت داخلی و افزایش نارضایتیهای اجتماعی از جمله پیامدهای محتمل چنین شرایطی است. به همین دلیل، اگر روند کنونی ادامه یابد، احتمالاً مهمترین چالش ایران نه صرفاً در عرصه نظامی، بلکه در حفظ تابآوری جامعه و مدیریت آثار اجتماعی جنگ خواهد بود.
رومی در پاسخ به این پرسش که ایران از نظر اقتصادی تا چه اندازه توانایی تاب آوری در برابر رویکرد تازه آمریکا را دارد؟ گفت: اگر صرفاً از منظر اقتصاد کلان و بدون ورود به موضعگیری سیاسی به آن نگاه کنیم، اقتصاد ایران حتی پیش از تشدید درگیریها هم با چالشهای ساختاری و فشارهای قابل توجهی روبرو بود. به بیان دیگر، اقتصاد ایران در سالهای اخیر بخش مهمی از ظرفیت و ذخایر تابآوری خود را در مواجهه با بحرانهای پیدرپی مصرف یا پیشخور کرده است.
وی تصریح کرد: تورم مزمن، کاهش مستمر ارزش پول ملی، تحریمهای طولانیمدت، فرسودگی بخشی از زیرساختهای صنعتی، محدودیت دسترسی به منابع ارزی، کسری بودجه، کاهش سرمایهگذاری و در شرایط اخیر نیز اختلال در تجارت دریایی و محاصره عملی مسیرهای صادراتی، همگی ظرفیت اقتصاد ایران برای جذب شوکهای جدید را به میزان قابل توجهی کاهش دادهاند.
توان اقتصاد ایران برای جبران خسارتها
این استاد روابط بینالملل افزود: اگر آسیب به زیرساختهای اقتصادی و تأسیسات حیاتی نیز تداوم یابد، بازسازی آنها به دلیل محدودیت منابع مالی، دشواری دسترسی به فناوری و تجهیزات و استمرار فشارهای خارجی، به سادگی امکانپذیر نخواهد بود. از این رو، آنچه بیش از همه نگرانکننده است، نه صرفاً میزان خسارتهای ناشی از جنگ، بلکه کاهش تدریجی توان اقتصاد ایران برای جبران این خسارتها و بازگشت به شرایط عادی است.
شواهد قطعی از اجماع جهانی علیه ایران وجود ندارد
خبرنگار اطلاعات پرسید به عقیده برخی کارشناسان، شرایط جدید جنگ، ناشی از نتایج تصمیم گیری در اجلاس سران ناتو در ترکیه است؛ اگر چنین است، آیا میشود گفت علیه ایران اجماعی در سطح جهانی شکل گرفته است؟ رومی پاسخ داد: به نظر من، شواهد قطعی برای چنین نتیجهگیریای وجود ندارد. اگرچه در اجلاس آنکارا، موضوع ایران یکی از محورهای اصلی گفتگوها بود و برخی مقامهای ناتو از مواضع و اقدامات آمریکا حمایت سیاسی و لفظی کردند، اما گزارشها نشان میدهد که میان اعضای این پیمان درباره نحوه مواجهه با ایران همچنان اختلافنظرهایی وجود دارد. برخی دولتهای اروپایی از افزایش فشار سیاسی و اقتصادی بر ایران حمایت میکنند، اما نسبت به مشارکت مستقیم در یک رویارویی نظامی گسترده، محتاط تر هستند و همچنان راهکارهای دیپلماتیک را بر گسترش جنگ ترجیح میدهند.
وی افزود: با این حال، به نظر میرسد در یک موضوع، یعنی حفظ امنیت کشتیرانی و آزادی عبور و مرور در تنگه هرمز، همگرایی بیشتری میان آمریکا و متحدان غربی آن در ناتو در حال شکلگیری است. از آنجا که هرگونه اختلال طولانیمدت در این آبراه راهبردی میتواند بر بازار جهانی انرژی، زنجیره تأمین و اقتصاد بینالملل تأثیر بگذارد، این احتمال وجود دارد که با تداوم بحران، هماهنگی سیاسی و دیپلماتیک میان آمریکا و بخش مهمی از متحدانش برای افزایش فشار بر ایران تقویت شود.
این استاد دانشگاه یادآور شد: البته این همگرایی را نباید با اجماع جهانی علیه ایران یکسان دانست. بسیاری از قدرتهای مهم خارج از بلوک غرب، هرچند ممکن است از اختلال در تنگه هرمز متضرر شوند، اما لزوماً از راهحلهای نظامی حمایت نمیکنند و ترجیح میدهند بحران از طریق مذاکره، میانجیگری و سازوکارهای دیپلماتیک مدیریت شود؛ بنابراین، آنچه در شرایط کنونی بیش از هرچیز قابل مشاهده است، افزایش همگرایی در میان کشورهای غربی بر سر امنیت کشتیرانی و ثبات بازار انرژی است، نه شکلگیری یک اجماع جهانی به معنای دقیق کلمه.
موضوع تنگه هرمز غالب بر سایر موضوعات است
رومی درباره دورنمای وضع جاری و امکان بازگشت به میز مذاکره هم گفت: در شرایط کنونی، به نظر میرسد تنگه هرمز در پی تصمیمات و تحولات اخیر، به مهمترین محور اختلاف میان ایران و آمریکا تبدیل شده و حتی پرونده هستهای ایران را تا حد زیادی تحتالشعاع قرار داده است. تنگه هرمز یکی از راهبردیترین گذرگاههای انتقال انرژی در جهان به شمار میرود و هرگونه اختلال طولانیمدت در عبور و مرور کشتیها از این آبراه، افزایش قیمت جهانی نفت، رشد هزینههای حملونقل دریایی و نگرانی کشورهای واردکننده انرژی را به دنبال خواهد داشت؛ از همین رو، حتی کشورهایی که در سایر موضوعات با آمریکا اختلافنظر دارند، ممکن است در موضوع آزادی کشتیرانی و امنیت مسیرهای تجاری، مواضعی نزدیکتر به واشنگتن اتخاذ کنند؛ زیرا ثبات بازار انرژی و امنیت زنجیره تأمین، بخشی از منافع حیاتی اقتصادی آنهاست. این امر میتواند فضای دیپلماتیک و سیاسی را برای ایران پیچیدهتر و دشوارتر کند.
بازگشت به مسیر دیپلمکاسی اجتناب ناپذیر است
وی با اشاره به اینکه، چشمانداز این بحران را نباید صرفاً از منظر نظامی تحلیل کرد، گفت: اگر هیچیک از دو طرف حاضر به تعدیل مواضع خود نباشند، احتمال کشیده شدن درگیری به یک جنگ فرسایشی افزایش مییابد؛ اما تجربه روابط بینالملل نشان میدهد که جنگ میان دولتهایی با توانمندیهای قابل توجه بهویژه هنگامی که ابعاد اقتصادی، منطقهای و بینالمللی پیدا میکند، معمولاً به نقطهای میرسد که هزینههای ادامه آن برای هر دو طرف از منافع احتمالی آن فراتر میرود. درچنین شرایطی، حتی اگر مذاکرات دشوار و زمانبر باشد، بازگشت به مسیر گفتگو به گزینهای اجتنابناپذیر تبدیل میشود.
استاد دانشگاه شهید چمران اهواز تصریح کرد: البته زمان رسیدن به چنین نقطهای قابل پیشبینی نیست و به عواملی چون شدت و دامنه درگیری، وضعیت داخلی دو کشور، میزان آسیبهای اقتصادی، نقش میانجیها و واکنش بازیگران منطقهای و بینالمللی بستگی دارد؛ از این رو، هرگونه پیشبینی درباره زمان پایان بحران یا آغاز مذاکرات باید با احتیاط و با در نظر گرفتن عدم قطعیتهای فراوان صورت بگیرد.
گزارش: فاطمه یارمحمدی و مرصاد جعفری
شما چه نظری دارید؟